شیطان،مامور گمراهی

همه چیز از شیطان!!

مستند بندگان خدا و بردگان شیطان

قسمت پنجم


در قسمت 5 مستند بندگان خدا و بردگان شیطان توضیحاتی در مورد اطلاعاتی که شطان در معبد سلیمان برای 2 نسل دفع کرده بود ارایه میوشد و اینکه چطور این اطلاعات به دست فراماسون ها و پیروان شیاطین رسیده است... در قسمت بعد نیز اطلاعات بسیار مهمی منتشر خواهد شد....

[http://www.aparat.com/v/lhTie]



نوشته شده در سه شنبه 25 خرداد 1395 ساعت 03:25 ب.ظ توسط مریم نظرات شما |

مستند بندگان خدا و بردگان شیطان

قسمت چهارم


در قسمت چهارم مستند بندگان خدا و بردگان شیطان با ریشه های جادوگری و نمرود آشنا میشوید و اطلاعاتی در مورد جادو و ارتباط شیطان پرستان با شیاطین جن بدست می آورید.

[http://www.aparat.com/v/XVx5O]


نوشته شده در دوشنبه 24 خرداد 1395 ساعت 03:23 ب.ظ توسط مریم نظرات شما |

مستند بندگان خدا و بردگان شیطان

قسمت سوم


در قسمت سوم مستند بندگان خدا و بردگان شیطان شما با شخصیت ابلیس بیشتر آشنا خواهید شد و خواهید فهمید جرم و جنایت ها و خلاف ها و قتل ها و جنگ ها توسط چه کسی مدیریت میشود. موجود پلیدی که هزاران سال است علاوه بر وسوسه ی نفسانی به صورت حضوری هم در حال فعالیت است.

[http://www.aparat.com/v/bXTVO]


نوشته شده در یکشنبه 23 خرداد 1395 ساعت 03:20 ب.ظ توسط مریم نظرات شما |

مستند بندگان خدا و بردگان شیطان

قسمت دوم


در قسمت دوم این مستند شما با ریشه ی اولیه ی فرقه ی شیطانی کابالا آشنا میشوید و اطلاعاتی در مورد این که شیطان با چه کسانی به صورت حظوری دیدار میکند و پشت پرده ی قتل هابیل و قابیل ارایه میشود

[http://www.aparat.com/v/3jnzF]


نوشته شده در شنبه 22 خرداد 1395 ساعت 03:17 ب.ظ توسط مریم نظرات شما |

مستند بندگان خدا و بردگان شیطان

قسمت اول


در قسمت اول این مستند به موجودات پیش از انسان و ارتباط آنها با نژاد حضرت آدم (ع) پرداخته میشود و راز دروغ داروین را فاش میکند. در قسمت های بعدی این مستند اطلاعات بسیار مهمی ارایه خواهند شد در مورد شیاطین و دشمنان واقعی ما....

[http://www.aparat.com/v/BowdE]




نوشته شده در جمعه 21 خرداد 1395 ساعت 03:13 ب.ظ توسط مریم نظرات شما |

سلام من قصد دارم تا پنج قسمت از یه مستند طولانی رو براتون بذارم.
مستندی که حقیقت تلخی رو گوشزد می کنه...


هرکی هم خوشش اومد میتونه اون رو توی سایت آپارات و از طریق کانال ارتش ظهور دنبال کنه...

مستند بندگان خدا و بردگان شیطان

تریلر مستند بندگان خدا (الله) و بردگان شیطان (ابلیس) . این مستند توسط وبسایت ارتش ظهور http://zohur.in تهیه میشود هدف از ساخت این مستند ضد شیطانی آگاه سازی بندگان خدا و بیدار کردن منتظران واقعی امام زمان (عج) و حضرت عیسی (ع) میباشد

[http://www.aparat.com/v/j9sFL]


نوشته شده در پنجشنبه 20 خرداد 1395 ساعت 03:06 ب.ظ توسط مریم نظرات شما |

شیطان در مجلس عقد هاشم (جد رسول الله) با سلمی (جده رسول الله) به صورت پیرمردی ظاهر شد. هنگامی که هاشم میخواست مهریه را مشخص کند ابلیس گریه کرد و به پدر سلمی گفت: مهریه را زیاد کن و چندین بار این عمل را تکرار کرد. آخر الامر پدر سلمی فریاد کشید: ای پیرمرد از این مجلس خارج شو...
سفینه البحار،جلد اول

نوشته شده در دوشنبه 22 تیر 1394 ساعت 12:01 ب.ظ توسط مریم نظرات |

از ابن عباس اینگونه نقل می شود که می گوید:
اولین پول نقره و طلایی که روی زمین سکه زدند، ابتدا موردنظر شیطان قرار گرفت.شیطان چون آنهارا دید، برداشت و روی چشمانش گذاشت و به سینه چسبانید، سپس آنها را به سینه چسبانید و فریاد زد: شما دوتا(نقره و طلا) نور چشم و میوه ی دل من هستید. من باکی ندارم از اینکه مردم بت ها را نپرستند، زیرا برای من کافی است که شما را دوست دارند...
منبع:امالی،شیخ صدوق



نوشته شده در یکشنبه 21 تیر 1394 ساعت 12:52 ب.ظ توسط مریم نظرات |

روزی ابلیس نزد حضرت یحیی ظاهر شد. آن حضرت دام های مختلفی را با شیطان مشاهده کرد، پس از او پرسید:این دام ها چیست؟
شیطان گفت: اینها شهوات مختلفی است که با آنها انسان ها را به گمراهی می کشانم. یحیی پرسید: آیا چیزی از اینها مربوط به من است؟ گفت: آری؛ گاهی غذا میخوری و سنگین می شوی و به جا آوردن نماز، ذکر و عبادت برای تو دشوار می شود. به این وسیله در تو نفوذ میکنم.
یحیی گفت:به خدا قسم دیگر شکمم را پر از غذا نخواهم کرد.شیطان نیز سوگند یاد کرد که دیگر احدی را نصیحت نخواهم کرد...
بحار،جلد11


نوشته شده در شنبه 20 تیر 1394 ساعت 12:42 ب.ظ توسط مریم نظرات |

انسان ها درحالت مستی بدون اراده بوده و با اراده ی شیطان می خوابند و برطبق آنچه او عمل می خواهد عمل می کنند.
در روایتی نقل شده است: اگر کسی درحال مستی بخوابد، شیطان با او هم بستر می شود و آمیزش جنسی انجام می دهد، بنابراین او باید بعد از بیدار شدن غسل کند.
بحار،جلد 76

نوشته شده در جمعه 19 تیر 1394 ساعت 06:21 ب.ظ توسط مریم نظرات |

ام السلمه میگوید: روزی علی و بلال به قصد زیارت رسول خدا از خانه خارج شدند و به طرف کوهی در آن اطراف روانه شدند.
وقتی به دامنه ی کوه رسیدند با پیرمردی(ابلیس) مواجه شدند، در حالی که عبایی بر دوش داشت و بر عصای خود تکیه زده بود.

امیرالمومنین جلو رفت و پرسید: آیا رسول خدا را ندیده ای؟ آن پیرمرد جواب داد: مگر خداوند، رسول دارد؟ امیرالمومنان از سخن او خشمگین شد، سنگی برداشته و به طرف او پرتاب کرد. سنگ به چشمان آن مرد اصابت کرد. در این حال پیرمرد(ابلیس) فریادی کشید، ناگهان اشباحی سیاه رنگ و تاریک علی را محاصره و گرد آن حضرت حلقه زدند. در این هنگام دو پرنده ی سفید با بال های بزرگ از جانب کوه به پرواز درآمد و به سوی اشباح آمدند و با بال های بزرگ خود اشباح را زدند تا اینکه ناپدید شدند، سپس آن دو پرنده به سوی کوه بازگشتند.
علی و بلال به دنبال آن دو پرنده به راه افتادند تا اینکه بالای کوه رسیدند و در آنجا رسول خدا را یافتند.

پیامبر با دیدن علی تبسمی نمودند و به آن حضرت فرمودند: آیا آن دو پرنده را شناختی؟ علی عرض کرد:خیر، پیامبر فرمودند: آن دو جبرئیل و میکائیل بودند که نزد من نشستند، هنگامی که فریاد آن پیرمرد را شنیدند دانستند که او ابلیس است، پس به سوی تو آمدند تا تو را یاری دهند.

منبع:منابع آل ابی طالب جلد1

نوشته شده در پنجشنبه 18 تیر 1394 ساعت 06:00 ب.ظ توسط مریم نظرات |

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

وقتى خداوند به ملائكه خطاب كرد و فرمود: مى خواهم در روى زمین خلیفه و جانشینى براى خود قرار دهم ، ملائكه موافق نبودند. به خدا اعتراض كردند و گفتند: این كه مى خواهى خلق كنى ، در آینده خون ریز و مفسد خواهد شد. بعد از آن كه خداوند جواب آنان را داد، تسلیم شدند. به ایشان خطاب فرمود: وقتى من خلیفه خود (آدم علیه السلام ) را خلق كردم و از روح خود در آن دمیدم ، همه شما در برابر او سجده كنید...

بقیه در ادامه مطلب!

http://seyedhadi1.blogfa.com                                 













ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 17 تیر 1394 ساعت 09:22 ق.ظ توسط fคtē๓ēh نظرات |

اولین ملاقات حضرت علی (ع) و ابن ملجم را که انسان می‌شنود، بسیار تعجب می‌کند. چرا که نمی‌داند عاقبت او چه خواهد شد؟ به راستی انسان بر لبه پرتگاه در حال حرکت است و لحظه ای غفلت انسان را به دره گمراهی و انحراف سرنگون می‌کند.در تاریخ سرگذشت افراد زیادی آمده است افرادی چون حر که عاقبت به خیر شدند و افرادی چون ابن ملجم که عاقبت به شر شدند؛به خدا پناه می‌بریم،از شر شیطان رجیم...

در اولین دیدار ابن ملجم با امام علی (ع)،ابن ملجم به حضرت گفت:
وَ إِنِّی وَ اللَّهِ لَأُحِبُ الْإِقَامَةَ مَعَکَ وَ الْجِهَادَ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ إِنَّ قَلْبِی مُحِبٌّ لَکَ وَ إِنِّی وَ اللَّهِ أُوَالِی وَلِیَّکَ وَ أُعَادِی عَدُوَّکَ؛
و من به راستی به خدا سوگند شدیداً دوست دارم که همراه شما باشم و در خدمت شما جهاد کنم، و به راستی من شدیداً شما را دوست دارم. به خدا سوگند به حقیقت، دوستان شما را دوست دارم و دشمنان شما را دشمن می‌دارم.»


اکنون ببینیم عذاب این ملعون که راهش را یکباره گم کرد و از شیطان پیروی کرد چیست.


بقیه ادامه مطلب...



ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 16 تیر 1394 ساعت 06:54 ب.ظ توسط fคtē๓ēh نظرات |

سلام بچه ها؛
گفتم که یه بارم که شده یه مطلب متنوع بذارم، من امروز برای بچه های وبلاگنویس و کسانی که پاورپوینت درست میکنن تصاویر متحرک آتیش اوردم...
لطفا به ادامه مطلب برید...

ادامه تصاویر متحرک
نوشته شده در دوشنبه 15 تیر 1394 ساعت 12:14 ب.ظ توسط مریم نظرات |


روزی حضرت رسول با شیطان ملاقات کرده و فرمود: ای لعین! دشمنان تو از امت من چه کسانی هستند؟ شیطان گفت: دشمنان من از 22 طایفه می باشند، سپس آن حضرت از او پرسیدند که دوستان تو از امت من چه کسانی هستند؟ گفت: دوازده گروه که عبارتند از:
1-امیر ستمگر
2-ثروتمند
3-کسی که باک ندارد از کجا بدست می آورد و در کجا صرف میکند.
4-عالمی که پادشاه ستمگر را برظلم و جورش تایید می کند.
5-تاجری که در تجارت خود به مردم خیانت می کند.
6-محتکر که ارزاق مردم را ارزان می خرد و برای گران شدن ذخیره می کند.
7-زناکاران، اعم از زن یا مرد
8-رباخواران که به این وسیله با مال فقیران را از کفشان بیرون می کشند.
9-افراد بخیل که از انفاق مال خود بخل می ورزند.
10-کسانی که در نماز سستی می کنند و به آن بی توجهی میکنند.
11-کسانی که در میان مردم خبرچینی می کنند و آنان را به جان هم می اندازند.
12-کسانی که مست و بی هوش هستند.

سرمایه سخنوران و مواعظ العددیه

نوشته شده در یکشنبه 14 تیر 1394 ساعت 11:58 ق.ظ توسط مریم نظرات |

به چشمان و علائم و خالکوبی ها و گوشواره همجنس گراییش دقت کنید...!
متاسفانه فاسد هایی که شب تا صبح توی پارتی ها هستن شدن الگوی جوانان ما! ما باید به قهرمانان ملی خود افتخار کنیم که عمرشون رو صرف این آب و خاک کردن که ایران به دست اینا نیوفته...!!


[http://www.aparat.com/v/tN1hn]


نوشته شده در شنبه 13 تیر 1394 ساعت 12:53 ب.ظ توسط مریم نظرات |

میر سید علی همدانی که از طریق اهل سنت است در کتاب خلاصه الاخبار چنین گفته است:
وقتی حضرت آدم و حوا از بهشت اخراج شدند و به زمین آمدند، شیطان لعین یکی از فرزندان خود که «خناس» نام داشت، نزد حوا آورد و این درحالی بود که آدم غایب بود و با التماس از او خواست تا فرزندش را نزد خود نگهدارد. وقتی حضرت آدم بازگشت و از حوا پرسید که این کیست، حوا پاسخ داد: فرزند ابلیس.
آدم گفت: چرا او را نگه داشتی؟ او دشمن ماست؛ سپس آدم خناس را کشت و چهار پاره کرد و بر چهار قله کوه گذاشت و خود به جایی رفت. شیطان حاضر شد و از حوا درمورد احوال خناس پرسید. حوا ماجرا را برای او بازگو کرد؛ آنگاه شیطان با صدای بلند گفت: ای خناس! حاضر شو! خناس به همان شکل اول خود حاضر شد. شیطان یک بار دیگر او را نزد حوا رها کرد و خود رفت. وقتی حضرت آدم بازگشت و خناس را نزد حوا دید، این بار خناس را سوزاند و خاکسترش را در آب جاری ریخت و رفت.
برای بار سوم شیطان نزد حوا حاضر شد و شرح ماجرا را از حوا شنید و باز هم خناس را صدا رد و خناس با همان هیبت ظاهر شد، شیطان بار دیگر خناس را نزد حوا گذاشت و غایب شد.
وقتی حضرت آدم آمد و این امر عجیب را شنید، غیرتش جوشید و غضب بر او غالب شد و از ترس آنکه آن ملعون سرانجام بلایی بر سر آنها نازل کند، خناس را کشت و خود و حوا اورا خوردند!
پس از اینکه حضرت آدم غایب گردید،شیطان حاضر شد و از احوال خناس جویا شد. حوا نیز شرح واقعه را برای او گفت. شیطان باز هم با صدای بلند خناس را صدا زد.

دراین حال خناس از درون آدم و حوا به صدا درامد و گفت: لبیک ای پدر! شیطان گفت:  در کجا هستی؟ پاسخ داد:در درون آدم و حوا. شیطان با حالتی شاد گفت: ای فرزند! مکان شریفی یافتی و هرگز نباید از آن خارج شوی زیرا هدف من همین بود.
آری، خناس شیطانی است که برای همیشه در بطن فرزندان آدم وجود دارد و وسوسه ی او رفع نمی شود؛ مگر به زکر خدا و استعاذه چنانکه قول خدا است:
«من شر الوسواس الخناس»
انوار المجالس باب پنجم

نوشته شده در جمعه 12 تیر 1394 ساعت 12:23 ب.ظ توسط مریم نظرات |

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که فرمودند:
وقتی آیه ی «و الذین اذا فعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم ذکروالله فاستغفروا لذنوبهم...» نازل شد، شیطان به بالای کوه بلندی در مکه رفت و با بلندترین آوازش عفریت های(جنیان پرزور) خود را صدا زد، پس همگی نزد او جمع شدند.

شیطان گفت: چنین آیه ای نازل شده است.کدام یک از شما می توانید اثر آنرا خنثی کنید؟
عفریتی از شیطان ها گفت:من از فلان راه آن را خنثی می کنم. شیطان گفت: نه این کار از تو برنمی آید، سپس عفریتی دیگر خواست ولی همان پاسخ را از شیطان شنید.
یکی دیگر از شیاطین که نامش«وسواس خناس» بود، از شیطان خواست تا این کار را به او واگذار کند. او به شیطان گفت: «به آنها وعده می دهم و آرزومندشان می کنم تا مرتکب گناه شوند و هنگامی که در گناه افتادند، استغفار را از یادشان می برم.»
شیطان راه اورا درست خواند و او را موکل بر این ماموریت تا روز قیامت کرد.
به نقل از تفسیر کنزالدقائق،جلد14

نوشته شده در پنجشنبه 11 تیر 1394 ساعت 12:09 ب.ظ توسط مریم نظرات |

از جنید بغدادی چنین نقل شده است:
شبی خوابیده بودم از خواب بیدار شدم و به دلم افتاد که به مسجد بروم. ناگهان شخصی را دیدم، از او ترسیدم او گفت:ای جنید! از من میترسی؟ گفتم: آری.پاسخ داد: اگر به طور یقین خدا را می شناختی از هیچ کس جز او نمی ترسیدی.
از او پرسیدم: تو کیستی؟ گفت:شیطان؛ هرگاه که فکرت به من باشد، از خدا غافل گشته ای. از او پرسیدم: آیا تاکنون توانسته ای بر فقرا و زاهدان چیره شوی؟
در پاسخ به من گفت: هرگاه خواستم به وسیله ی دنیا بر اینان دست یابم،به آخرت میل نمودند و هرگاه خواستم از راه قرار دادن آخرت بر آنان غلبه کنم، به مولای خود پناه بردند و من در این مورد هیچ چاره ای ندارم.
شیطان این را گفت و ناپدید شد...!!
برگرفته از تذکره الاولیا

نوشته شده در چهارشنبه 10 تیر 1394 ساعت 01:59 ب.ظ توسط مریم نظرات |

برخی شیاطین جن در اسارت حضرت سلیمان بوده اند و در ساختن عمارت ها و عبادت گاه به او کمک می کردند. در قرآن نیز به این موضوع اشاره شده است. وجود بناهایی مانند اهرام مصر یا قصر سنگی تبرا این نظریه را تقویت می کند.
البته نظر هایی مبنی بر پیشرفت علمی وجود دارد اما عده ای از اهل تفکر پیشرفت های ذکر شده را به ارواح زمینی(جنیان) نسبت می دهند.
چه کسانی سازندگان اصلی اهرام مصر بودند؟

نوشته شده در سه شنبه 9 تیر 1394 ساعت 01:49 ب.ظ توسط مریم نظرات |

از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:

وقتی که این آیه بر پیامبر نازل شد:" والذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم ومن یغفر الذنوب الا الله ولم یصروا علی ما فعلوا وهم یعلمون"(135/آل عمران)

ابلیس(پدر شیطانها) سخت ناراحت گردید. بالای کوهی در مکه به نام "ثور" رفت و آژیر خطرش بلند شد و همه یارانش را به تشکیل انجمن خود دعوت نمود. همه ی بچه شیطانها جمع شدند. ابلیس، نزول آیات فوق را به اطلاع آنان رساند و اظهار نگرانی کرد واز آنها کمک خواست.

یکی از یاران او گفت:

من با دعوت نمودن انسانها از این گناه به آن گناه، اثر این آیه را خنثی می کنم.

ابلیس سخن او را نپذیرفت. دیگری پیشنهادی شبیه به اولی کرد ولی باز مورد پذیرش ابلیس قرار نگرفت.

تا اینکه از میان شیطانها، شیطان کهنه کاری به نام "وسواس خناس" گفت:

پیشنهاد من این است که فرزندان آدم را با وعده ها و آرزوهای طولانی آلوده به گناه می کنم (و می گویم که الان برای توبه کردن زود است و فرصت توبه بسیار است) وقتی که مرتکب گناه شدند خدا را فراموش کرده و بازگشت به سوی خدا (=توبه) از خاطر آنان محو می گردد.

ابلیس گفت:

مرحبا! راه همین است. سپس این ماموریت را تا پایان دنیا به او سپرد.
نوشته شده در دوشنبه 8 تیر 1394 ساعت 12:28 ب.ظ توسط مریم نظرات |

فقط ببینید...
واقعا همینطوریه...
به حرف شیطان گوش ندید اگه بی آرایش باشید زیباترید...

[http://www.aparat.com/v/fjwch]


نوشته شده در یکشنبه 7 تیر 1394 ساعت 12:52 ب.ظ توسط مریم نظرات |

چنین گفته اند که شیطان،خداوند را در هر آسمان هزار سال عبادت کرد. او آنچنان به عبادت می پرداخت که فرشتگان گمان می کردند شیطان هم از جنس آنان است. شیطان در بهشت به نام عزازیل خوانده می شد؛ یعنی عزیز خدا!!... چراکه هیچ فرشته ای عزیز تر و مقرب تر از او در پیشگاه خداوند نبود.
او در عرش و بهشت خداوند را عبادت می کرد و به فرشتگان آداب عبادت می آموخت. روزی بالای در بهشت این نوشته را دید که «به همین زودی یکی از بندگان مقرب را به جهت نافرمانی از مقام قرب خود بیرون می کنیم و طوق لعنت بر گردن او می اندازیم.»
شیطان نیز از خداوند اجازه خواست تا او را لعنت کند، بی خبر از آنکه هزار سال به خود لعنت فرستاد.

فرشتگان از ترس این که نکند یکی از آنها،همان بنده ی طغیانگر باشد از عزازیل(شیطان) خواستند در پیشگاه پروردگار دعا کند تا خداوند آنان را از این آزمایش سربلند بیرون آورد.
شیطان در حق همه دعا کرد به جز خودش. سرانجام خداوند آدم را آفرید. جسم بی روح آدم هزار سال در بهشت بود تا اینکه روزی شیطان از آنجا گذر کرد و به آدم اشاره ای کرد و گفت: اگر مقام تو در پیشگاه خداوند از من بالاتر باشد از تو اطاعت نمی کنم در غیر این صورت تو را مورد توبه قرار خواهم داد.

خداوند به فرشتگان امر کرد:« زمانی که از روح خود در وجود آدم دمیدم و او را زنده کردم، بر او سجدا کنید.»
همه سجده کردند؛ مگر شیطان که تکبر ورزیده و سجده نکرد و خطاب به پروردگار گفت: من از او بر تر هستم؛ زیرا مرا از آتش آفریدی و اورا از خاک!
شیطان از این آزمایش سرافگنده گشت و از بهش اخراج شد...
داستان های عبرت انگیز،ص26-27

نوشته شده در شنبه 6 تیر 1394 ساعت 12:09 ب.ظ توسط مریم نظرات |

زنان هندویی که عقیم و نازا هستند،در یک دست کوزه و در دست دیگر ظرف خالی گرفته و به نزد سادو ها می روند؛ سپس ظرف خالی را زیر آلت تناسلی سادوها قرار داده و کوزه ی آب را روی آلت تناسلی سادو ها می ریزند. آنگاه آب آن را به نیت فرزنددار شدن می نوشند و دارای فرزند می شوند.
حضرت آیت الله لنگرودی در این مورد می فرماید:
در این عمل شیطان این جاهلان را گمراه می کند و خود شیطان این زنان را آبستن می کند و چنین وانمود می کند که به وسیله ی سادو ها، بدون شهوت دارای فرزند می شوند.

سادوها:
سادوها به دو گروه تقسیم می شوند: دسته اول در انتهای درجه تجرد سیر می کنند که از پوشیدن لباس خودداری کرده و در همه سال ها لخت مادرزاد زندگی می کنند اما دسته دیگر قدرت و توانایی آن چنانی ندارند و در سال چند روزی لخت زندگی می کنند.
سادوها معمولا در یک محیط اجتماع می کنند و همگی مشغول ریاضت می شوند.

برگرفته از کتاب شیطان در کمین گاه




















نوشته شده در جمعه 5 تیر 1394 ساعت 12:13 ب.ظ توسط مریم نظرات |

گفتیم پس از تکبر شیطان و سجده نکردن او بر آدم، از بهشت اخراج و رانده شد...
حال این سول مطرح می شود که شیطان چگونه با این که داخل بهشت نبود آدم و حوا را فریب داد؟
پس از آنکه شیطان از بهشت رانده شد،تصمیم گرفت تا انتقام خود را از آدم بگیرد ولی با وجود نگهبانان بر در بهشت نمی توانست به آن وارد شود.

نخست طاووسی را دید و از او خواست تا او را با خود به بهشت وارد کند اما او نپذیرفت. در این بین ناگهان چشمش به ماری افتاد که بالای دیوار قرار داشت.
از مار درخواست کرد و از او خواست تا شیطان را در دهان خود مخفی کرده و به بهشت وارد کند. ابتدا مار نپذیرفت ولی شیطان به او گفت که اگر این کار را انجام دهد اسم اعظم خداوند را به او تعلیم خواهد داد.
این طور شد که مار فریب شیطان را خورد و او را در دهان خود جای داد.این بود که در میان دندان های مار سم پدید آمد چون جایگاه شیطان شد.

شیطان پس از ورود به بهشت آدم و حوا را فریب داد.
پس از آن مار از شیطان خواست تا اسم اعظم خداوند را به او تعلیم دهد. شیطان در جوابش گفت: ای مار؛ من اگر اسم اعظم را میدانستم، احتیاج به تو نداشتم که مرا داخل بهشت ببری با همان اسم اعظم وارد بهشت می شدم.

شرح نهج البلاغه، جلددوم

نوشته شده در پنجشنبه 4 تیر 1394 ساعت 12:59 ب.ظ توسط مریم نظرات |

مهم مهم، لطفا تا آخرش بخونید خیلی مفیده...!!
شیطان به پاس آن همه بندگی و عبادت پروردگار از خداوند خواست تا روزی که آدم و فرزندانش زنده هستند آنها را به سوی گمراهی و عذاب الهی بکشاند.
شیطان وقتی از ملکوت و آسمان ها به زمین فرستاده شد از خداوند خواست، احتاجاتش را بر روی زمین براورده سازد.
خطاب شد:حاجات تو چیست؟آنها را بگو تا برآورده سازم.

عرض کرد:خدایا من محتاج خانه و منزلم.
خطاب آمد:خانه ی تو را حمام قرار دادیم.


عرض کرد:من محتاج نشستن هستم، جایی و مکانی برای نشستن می خواهم.
خطاب آمد:بازار ها، کوچه ها، خیابان ها و در مغازه ها جای نشستن تو می باشند.


عرض کرد:خدایا! من غذا میخواهم.غذای من از کجا تامین می شود؟
خطاب آمد: غذای تو را در سفره هایی قرار دادیم که بر سر آن«بسم الله» گفته نشود و صاحبان آن سفره همانند حیوان های گرسنه و حریص بدون آن که نام خداوند را ببرند، به سوی غذا حمله ور میشوند.

عرض کرد:الها! من احتیاج به آب و چیزهای آشامیدنی دارم.
خطاب آمد:نوشیدنی های تو شراب و هرچیز مست کننده است.


عرض کرد:من اذان و اذانگو می خواهم. برای من اذان گویی قرار بده.
خطاب آمد: اذان تو موسیقی و موذن تو کسی است که آلات موسیقی را می نوازد.

عرض کرد:من احتیاج به قرآن دارم.برای من قرآنی قرار بده...
خطاب آمد:قرآن تو شعر است.


عرض کرد: من احتیاج به کتاب دارم.
خطاب آمد: کتاب تو وشم«خالکوبی روی بدن» است.


عرض کرد: احتیاج به حدیث دارم. برای من حدیثی قرار بده.
خطاب آمد: حدیث تو دروغ است و کسانی که دروغ می گویند حدیث تو را گویند.


عرض کرد:برای ادامه زندگی محتاج شکار هستم، وسیله ای برای شکار میخواهم.
خطاب آمد:زنان سست ایمان و بی تقوا را وسیله به دام انداختن مردم قرار بده.

المحجه البیضاء،جلد 5
حالا قضاوت با خودتان است که چقدر به شیطان نزدیک هستید...
آیا بدون بسم الله غذا میخورید؟
آیا در بازار ها و خیابان ها ولگردی میکنید؟
آیا زنان بی تقوا و بی حجاب هستید؟
آیا به موسیقی علاقه دارید؟
آیا شراب خورید؟
و آیا دروغ می گویید؟
خودتان را بیازمایید....


نوشته شده در چهارشنبه 3 تیر 1394 ساعت 03:32 ب.ظ توسط مریم نظرات |

براتون چندتا از نمادهای شیطان پرستی رو اوردم.
البته نمادای شیطان پرستی خیییلی بیشتراز اون چیزی که فکرشو بکنید هستن که حتی بیشتراشون متاسفانه توی همه ی استان های ایران دیده میشن.
راستی چرا این همه نماد های شیطان پرستی نفوذ داره ولی مسلمونا توی شیطان پرستی نفوذ ندارن؟؟؟
برید ادامه مطلب تا عکس های نماد شیطان پرستی رو ببینید و سعی کنید که از اونا اجتناب کنید...


نمادهای شیطان پرستی

ادامه و نمادها
نوشته شده در سه شنبه 2 تیر 1394 ساعت 12:57 ب.ظ توسط مریم نظرات |


نوشته شده در دوشنبه 1 تیر 1394 ساعت 03:28 ب.ظ توسط مریم نظرات |

سلام
روزه هاتون قبول
گفتم ماه رمضون که اومده، بد نیست یه خرده صداشو تو وب در بیارم. زیاد نمیتونم به همین دلیل فقط یه ویدیو ازش میذارم که به موضوع وبمونم بخوره...
امیدوارم توی ماه رمضون صورت شیطان رو سیاه کنیم... نظر یادتون نره....!!


[http://www.aparat.com/v/TsvlJ]


نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد 1394 ساعت 04:32 ب.ظ توسط مریم نظرات |

اصلا آدم میبینه چندشش میشه...!
باید از شر اینها به خدا پناه برد، چه کار ها که نمیکنن!!
لطفا برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب برید....

توجه توجه:
ادامه مطلب ممکنه برای بچه های زیر14 سال مناسب نباشه...


ادامه و عکس ها
نوشته شده در شنبه 30 خرداد 1394 ساعت 12:37 ب.ظ توسط مریم نظرات |



Design By : P I C H A K . N E T